اسم

شأو

[ ع. ]
۱- (مص م.) سبقت گرفتن.
۲- کندن.
۳- (اِ.) غایت هر چیز.
۴- تک، ته.
۵- مهار شتر.
۶- به شکل شتر.
۷- خاک چاه.
۸- زنبیل.

    شاهی

    ۱ – (ص نسب.) منسوب به شاه.
    ۲- (اِ مر.) واحد پول خُرد برابر با یک بیستم ریال که در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی رایج بود.
    ۳- تره تیزک.

      شاهپر

      (پَ) (اِمر.) = شهپر: بزرگترین پر در بال طیور؛ شاهبال، شهپر.

        شاهد

        (هِ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) گواه، گواهی دهنده.
        ۲- (اِ.) مثال.
        ۳- خوبروی. ج. شهود.

          شاهدانه

          (نِ) [ په. ] (اِمر.) = شهدانه. شاهدانج: گیاهی است از تیره گزنه‌ها، دو پایه، علفی، یکساله و دارای گونه‌های مختلف است. از دانه شاهدانه روغنی با بوی قوی و نامطبوع حاصل می‌گردد که به مصرف تهیه صابون‌های نرم و سوخت می‌رسد. از سر شاخه‌های گلدار آن بنگ و جرس گرفته می‌شود و کلمه حشیش نیز به سر شاخه‌های گل دار و همچنین فرآورده‌های آن اطلاق می‌شود.

            پیمایش به بالا