اسم

سورت

(سَ یا سُ رَ) [ ع. سوره ] (اِمص.)
۱- تندی، تیزی.
۲- شدت.
۳- هیبت.

    سورتمه

    (مِ) [ تر. ] (اِ.) وسیله نقلیه کوچکی که در مناطق سردسیر با سگ یا گوزن یا اسب، روی برف کشیده می‌شود.

      سوررآلیسم

      [ فر. ] (اِ.) واقعیت برتر، مکتبی ادبی و هنری که معتقد بوده‌است به ارائه احساسات و تخیلات فارغ از هرگونه قید و بند – هنری، اجتماعی، عرفی – و بیان صادقانه عواطف. این مکتب در سال ۱۹۲۴ رسماً توسط آندره برتون موجودیت یافت.

        سورسات

        (رَ) [ تر. ] (اِ.)۱ – زاد و توشه.
        ۲- خواربار.
        ۳- ملزومات و تدارکاتِ کار.

          سوره

          (رَ یا رِ) [ ع. سوره ] (اِ.) هریک از فصل -‌های یکصد و چهارده گانه قرآن مجید.

            سوری

            ۱ – (اِ.)گل سرخ، گل محمدی.
            ۲- شراب سرخ.

              سوزاک

              (اِ.) یکی از امراض مقاربتی که واگیر دارد و نشانه آن چرک و سوزش در مجرای ادرار است.

                سور

                [ ع. ] (اِ.) دیوار گرداگرد شهر. ج. اسوار و سیران.

                  پیمایش به بالا