اسم

سوزاک

(اِ.) یکی از امراض مقاربتی که واگیر دارد و نشانه آن چرک و سوزش در مجرای ادرار است.

    سوده

    (دِ یا دَ)
    ۱- (ص مف.) ساییده شده، لمس شده.
    ۲- کوفته.
    ۳- ریز شده، خرد شده.
    ۴- گداخته، مذاب.
    ۵- حک شده.
    ۶- محو شده.
    ۷- سوراخ شده، سفته.
    ۸- خرج شده.
    ۹- (اِ.) گرد و غبار.

      سور

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- جشن، ضیافت.
      ۲- عروسی.

        سود

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- فایده، نفع.
        ۲- ربح.
        ۳- حاصل، محصول.
        ۴- فتح، پیروزی.

          سودا

          (سَ یا سُ) (اِ.) داد و ستد، خرید و فروش.

            سودا

            (سُ) [ انگ. ] (اِ.) آب دارای گاز کربنیک.

              پیمایش به بالا