اسم

سهو

(سَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) فراموش کردن.
۲- خطاکردن.
۳- (اِمص.) فراموشی.
۴- خطا. ؛ ~القلم لغزش قلم و اشتباه در تحریر.

    سهولت

    (سُ لَ) [ ع. سهوله ]
    ۱- (مص ل.) آسان شدن.
    ۲- نرم شدن.
    ۳- (اِمص.) آسانی.
    ۴- نرمی.

      سهیل

      (سُ هَ) [ ع. ] (اِ.) بَرَک ؛ ستاره‌ای از قدر اول در نیم کره جنوبی آسمان در صورت فلکی «کشتی» یا «سفینه» که در آخر فصل گرما طلوع می‌کند و میوه‌ها در آن وقت می‌رسند، و چون در یمن کاملاً مشهود است، آن را سهیل یمن یا سهیل یمانی خوانند.

        سو

        [ په. ] (اِ.) جانب، طرف.

          سهر

          (سَ هَ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) بیدار ماندن شب.
          ۲- (اِمص.) بیداری.

            سهر

            (سُ یا س)
            ۱- (ص.) سرخ.
            ۲- (اِ.) گاو، گاو سرخ رنگ.

              سهره

              (س رَ یا رِ) (اِ.) سیره، پرنده‌ای است کوچک و خوش آواز شبیه بلبل با پرهای زرد و سبز.

                سه چرخه

                (~. چَ خِ) (اِمر.) وسیله نقلیه بچه گانه با دو چرخ در عقب و یک چرخ فرمان در جلو که با پا زدن به حرکت درمی آید.

                  پیمایش به بالا