اسم مصدر سواری (س َ) (اِمص.) ۱- سوار بودن.۲ – تسلط، چیرگی. ۳- اتومبیلهای سبک، اتومبیلهای غیر از کامیون و باربری.
اِفا. اِ سوالمه (سَ لِ) [ ع. ] (اِفا. اِ.) جِ سالمه. ۱- بی عیبها، بی نقصها. ۲- بی زحافها (در علم عروض).