اسم

سنا

(س) [ فر. ] (اِ.) مجلسی که اعضای آن از بزرگان و اعیان کشور برگزیده شوند.

    سناتور

    (س) [ فر. ] (اِ.) عضو مجلس سنا، نماینده مجلس اعیان.

      سناد

      (س) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) اختلاف داشتن.
      ۲- (اِمص.) اختلاف.
      ۳- در شعر عربی اختلاف حذو و اختلاف تأسیس است و در شعر پارسی اختلاف ردف است.

        سنار

        (سَ) (اِ.)
        ۱- جایی در دریا که عمق آن اندک بوده و کشتی در آن جا به گل نشیند.
        ۲- مجازاً عاشق و گرفتار.

          سناریو

          (س) [ ایتا. ] (اِ.) فیلم نامه، داستان مخصوص فیلم سینما.

            سمور

            (سَ) [ په. ] (اِ.) پستانداری است گوشت خوار کوچک تر از روباه با بدنی باریک و کشیده، پوستش نرم و لطیف و گرانبهاست.

              سموم

              (سَ) [ ع. ] (اِ.)باد گرم مهلک. ج. سمائم.

                سمیر

                (سَ) [ ع. ]
                ۱- (ص.) افسانه گو.
                ۲- (اِ.) زمانه، روزگار.

                  پیمایش به بالا