اسم

سمط

(س) [ ع. ] (اِ.) گردن بند، رشته مروارید یا مهره.

    سمعت

    (سَ عَ) [ ع. سمعه ] (اِ.) ریای در گفتار.

      سمعک

      (سَ عَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.) وسیله‌ای برای تقویت شنوایی. کسانی که گوششان سنگین است آن را در گوش گذارند تا اصوات را بهتر بشنوند.

        سمبولیسم

        (~.) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- نهضت ادبی که از اوایل قرن بیستم به عنوان عکس العمل ناتورالیسم در اروپا ایجاد شد. تحت تأثیر فلسفه ایده آلیسم بود، از متافزیک الهام می‌گرفت و می‌کوشید جهان را با نظر سمبولیک و روحانی بررسی کند، رمزگرایی، نمادگرایی (فره).
        ۲- مجموعه نمادهایی که در آثار یک نویسنده یا شاعر یا دوره معین به کار رفته باشد، نمادگان. (فره).

          سمپاتیک

          (سَ) [ فر. ]
          ۱- (ص.) محبت آمیز، جالب توجه.
          ۲- (اِ.) دستگاه عصبی مرکزی که به شکل زنجیری در دو طرف ستون مهره‌ها قرار دارد.

            سمپوزیوم

            (سَ پُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- جمعیتی که به مباحثات دوستانه فلسفی و علمی می‌پردازد.
            ۲- انجمنی که در آن افراد راجع به موضوعی واحد به بحث و گفتگو می‌پردازند، هم نشست، محفل علمی (فره).

              سمت

              (سَ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) راهی را در پیش گرفتن.
              ۲- به راه درست و میانه راه رفتن.
              ۳- (اِ.) راه، روش.
              ۴- قصد.
              ۵- طرف، جانب. ج. سموت.

                سمت

                (س مَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- نشان داغ.
                ۲- علامت، نشانه.
                ۳- عنوان.
                ۴- مقام.

                  Scroll to Top