سمپاتیک
(سَ) [ فر. ]
۱- (ص.) محبت آمیز، جالب توجه.
۲- (اِ.) دستگاه عصبی مرکزی که به شکل زنجیری در دو طرف ستون مهرهها قرار دارد.
(سَ) [ فر. ]
۱- (ص.) محبت آمیز، جالب توجه.
۲- (اِ.) دستگاه عصبی مرکزی که به شکل زنجیری در دو طرف ستون مهرهها قرار دارد.
(سَ پُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- جمعیتی که به مباحثات دوستانه فلسفی و علمی میپردازد.
۲- انجمنی که در آن افراد راجع به موضوعی واحد به بحث و گفتگو میپردازند، هم نشست، محفل علمی (فره).
(سَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) راهی را در پیش گرفتن.
۲- به راه درست و میانه راه رفتن.
۳- (اِ.) راه، روش.
۴- قصد.
۵- طرف، جانب. ج. سموت.
(سَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) شنیدن.
۲- (اِمص.) شنوایی.
۳- (اِ.) آواز، سرود.
۴- وجد و سرور و پای کوبی صوفیه.
(س) [ ع. ] (اِ.) سماکان ؛ نام دو ستاره، یکی به نام «سماک رامح» ستاره قرمزی در صورت فلکی «عوا» یا «گاوران» و دیگری به نام «سماک اعزل» ستاره سفیدی در صورت فلکی «سنبله» یا «خوشه».