اسم

سم

(سُ مّ) [ په. ]
۱- (ص فا.) سُنب ؛ در ترکیب با واژه‌های دیگر معنای «سوراخ – کننده» می‌دهد. مانند آهن سم.
۲- (اِ.) قسمت انتهایی دست یا پای چهارپایان.

    سم

    (~.) (اِ.) خانه‌ای زیر زمین که در بیابان‌ها برای مسافران می‌ساختند.

      سلول

      (س لُ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- یاخته، عنصر اصلی بدن در موجودات زنده.
      ۲- حجره ؛ اتاق کوچکی که زندانی در آن نگهداری می‌شود.

        سلولز

        (س لُ لُ) [ فر. ] (اِ.) جسمی است جامد، بی بو، بی طعم و سفید رنگ، در آب و الکل حل نمی‌شود، به طور طبیعی در سلول -‌های گیاهان وجود دارد که مهم ترین عنصر ساختمانِ آن هاست.

          سلوی

          (سَ وا) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- مایه تسلی.
          ۲- عسل.
          ۳- بلدرچین.

            سلیقه

            (سَ قِ) [ ع. سلیقه ] (اِ.)
            ۱- طبع، سرشت.
            ۲- ذوق.

              سلک

              (سُ لَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- کبک بچه نر.
              ۲- بچه سنگ خوار.

                Scroll to Top