سم
(سُ مّ) [ په. ]
۱- (ص فا.) سُنب ؛ در ترکیب با واژههای دیگر معنای «سوراخ – کننده» میدهد. مانند آهن سم.
۲- (اِ.) قسمت انتهایی دست یا پای چهارپایان.
(سُ مّ) [ په. ]
۱- (ص فا.) سُنب ؛ در ترکیب با واژههای دیگر معنای «سوراخ – کننده» میدهد. مانند آهن سم.
۲- (اِ.) قسمت انتهایی دست یا پای چهارپایان.
(س لُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- یاخته، عنصر اصلی بدن در موجودات زنده.
۲- حجره ؛ اتاق کوچکی که زندانی در آن نگهداری میشود.
(س لُ لُ) [ فر. ] (اِ.) جسمی است جامد، بی بو، بی طعم و سفید رنگ، در آب و الکل حل نمیشود، به طور طبیعی در سلول -های گیاهان وجود دارد که مهم ترین عنصر ساختمانِ آن هاست.