اسم

سله

(سَ لَّ یا لُِ) [ ع. سله ] (اِ.) سبد، زنبیل.

    سلو

    (سُ لُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- تک نوازی.
    ۲- تک – خوانی.

      سلوت

      (سَ وَ) [ ع. سلوه ] (اِمص.)
      ۱- شادی، خوشی.
      ۲- آرامش خاطر.

        سلوفون

        (س ِ لُ فُ) [ انگ / فر. ] (اِ.) = سلوفان. سلفون: نام تجاری ماده شفاف و نازکی از جنس سلولز که در بسته بندی و جلدسازی کاربرد دارد.

          سلوک

          (سُ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) در پیش گرفتن راهی.
          ۲- (اِمص.) روش، رفتار.
          ۳- طی مدارج توسط سالک به مقام وصل و فنا.

            سلف

            (سَ لْ) (اِ.) باجناق، دو مرد که با دو خواهر ازدواج کرده باشند.

              سلک

              (س) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- نخ، رشته‌ای که چیزی را بدان بکشند.
              ۲- صف، رده.

                سلک

                (س یا سَ) (اِ.) آبراهه، ناودان.

                  سلک

                  (سُ لَ) [ ع. ] (اِ.)
                  ۱- کبک بچه نر.
                  ۲- بچه سنگ خوار.

                    پیمایش به بالا