اسم

سلوی

(سَ وا) [ ع. ] (اِ.)
۱- مایه تسلی.
۲- عسل.
۳- بلدرچین.

    سلیقه

    (سَ قِ) [ ع. سلیقه ] (اِ.)
    ۱- طبع، سرشت.
    ۲- ذوق.

      سلیل

      (~.) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- بچه، فرزند (آدمی و جانوران).
      ۲- شراب خالص.
      ۳- کوهان شتر.
      ۴- محل روان شدن آب در وادی.
      ۵- درخت تاک.
      ۶- مغز حرام، نخاع.

        سم

        (سَ مّ) [ ع. ] (اِ.) زهر، ماده کشنده. ج. سموم.

          سم

          (سُ مّ) [ په. ]
          ۱- (ص فا.) سُنب ؛ در ترکیب با واژه‌های دیگر معنای «سوراخ – کننده» می‌دهد. مانند آهن سم.
          ۲- (اِ.) قسمت انتهایی دست یا پای چهارپایان.

            سم

            (~.) (اِ.) خانه‌ای زیر زمین که در بیابان‌ها برای مسافران می‌ساختند.

              سله

              (~.) [ معر. ] (اِ.) گیاهی است علفی از تیره صلیبیان که چهار گونه از آن تاکنون شناخته شده و در نواحی جنوبی اروپا و شمال آفریقا و جنوب غربی آسیا پراکنده اند؛ زله.

                سله

                (سَ لَّ یا لُِ) [ ع. سله ] (اِ.) سبد، زنبیل.

                  پیمایش به بالا