اسم

سل

(~.) (اِ.)
۱- پُل چوبی.
۲- قایق.

    سل

    (سُ) [ فر. ] (اِ.) پنجمین نُت از نُت‌های هفتگانه موسیقی.

      سل

      (~.) [ هند. ] (اِ.) = سیل. شل: سلاحی است مانند زوبین هندوان را.

        سل

        (~.) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- آن چه بیرون کشیده شود از چیزی.
        ۲- نطفه.

          سل

          (س) (اِ.) مرضی است عفونی و واگیردار که بیشتر ریه و غدد لنفاوی به آن دچار می‌شوند. عامل آن باسیلی است به نام باسیل کخ.

            سلاب

            (س) [ ع. ] (اِ.) جامه سیاه، جامه ماتم.

              سکو

              (سَ کّ) (اِ.) تختگاه، پله مانندی که کنار در خانه یا پای درختان درست کنند.

                پیمایش به بالا