(سَ لَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی جامه درشت مانند جوشن که در روز جنگ میپوشیدند.
(سُ لَ) [ ع. ] (اِ.) سنگ پشت.
(~.) [ ع. ] (اِ.) روز آخر ماه.
(~. نِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) کشتارگاه.
(سَ سَ) [ ع. سلاسه ] ۱- (مص ل.)رام شدن. ۲- (اِمص.) نرمی. ۳- روانی کلمات.
(سَ س) [ ع. ] (اِ.) جِ سلسله ؛ زنجیرها.
(سُ لّ) [ ع. ] (اِ.) ۱- می، باده. ۲- آن چه چکد از انگور پیش از فشاردن.
(سَ لَ) (اِمر.) سرگین سگ.
(~. دَ) (اِمر.) میلهای فلزی که حرکت را از فرمان به چرخها منتقل میکند.
(سَ گَ) (اِمصغ.) نوعی قلاب چهار – گوش یا نیم دایره یا گرد برای بستن کفش، کیف، کمربند و…