سل
(~.) [ ع. ] (اِ.) ظرفی که در روی طعام و جز آن نهند؛ ج. سلال.
(س) (اِ.) مرضی است عفونی و واگیردار که بیشتر ریه و غدد لنفاوی به آن دچار میشوند. عامل آن باسیلی است به نام باسیل کخ.
(سَ) [ په. ] (اِ.) پستانداری از راسته گوشتخواران که سردسته تیره خاصی به نام سگ سانان میباشدو دارای نژادهای مختلف است که تاکنون ۲۰۰ نژاد از آن شناخته شده، شامه وی بسیار قوی است و در کارهای مختلف خدمات با ارزشی به انسان میکند. ؛ ~ صاحبش را نشناختن کنایه از: آشفتگی و شلوغی و هرج و مرج بودن. ؛ مثل ~ و گربه بودن کنایه از: دو نفر که دشمن همیشگی یکدیگر باشند و پیوسته با هم جدال کنند.
(سَ) (اِمر.)
۱- یکی از ماهیهای حلال گوشت و فلس دار و استخوانی دریای مازندران که فلسهایش بزرگ است و به آسانی میافتد.
۲- ماهی خاویار.