اسم

سکنه

(~.) [ ع. سکنه ] (اِ.)
۱- حالتی که شخص در آن هست ؛ وضع.
۲- محل اتصال سر و گردن ؛ ج. سکنات.

    سکنه

    (سَ کَ نِ یا نَ) [ ع. سکنه ] (اِ.)
    ۱- ساکنین.
    ۲- سکون، استقامت ؛ ج. سکنات.

      سکنی

      (سُ نا) [ ع. ] (اِ.) مسکن، جای اقامت.

        سکه

        (سُ کَّ) [ ع. ] (اِ.) کوچه، کوی.

          سکه

          (س کَُ یا کِّ) [ ع. سکه ] (اِ.)
          ۱- پول فلزین.
          ۲- هر چیز خوب و با رونق. ؛~یک پول کنایه از: بی آبرو شده، مفتضح.

            سکو

            (س) (اِ.) چنگک، ابزاری شبیه دست با چهار یا پنج شاخه که به وسیله آن غله را به هوا می‌دادند تا دانه از کاه جدا شود.

              سکس

              (س) [ فر. ] (اِ.)۱ – جنسیت (زن یامرد).
              ۲- جنس زن.
              ۳- روابط جنسی زن و مرد.

                سکسک

                (سُ سُ) (اِ. ص.)
                ۱- زمین بد و نا – هموار.
                ۲- اسبی که بد و ناهموار راه رود.

                  سکسکه

                  (س س کِ) [ ع. سکسکه ] (اِ.) حالتی که بر اثر آن صداهایی کوتاه و متناوب از گلو برآید.

                    سکان

                    (سُ کّ) [ ع. ] (اِ.)اسباب هدایت وسیله -‌های شناور یا پرنده مثل کشتی و هواپیما.

                      پیمایش به بالا