اسم

سرکه

(س کِ) (اِ.) مایعی است اسیدی بسیار تُرش و با بوی تند و زننده که از انگور، خرما، انجیر، گرفته می‌شود و طبیعت آن سرد و خشک است. ؛ ~ فروختن کنایه از: ترشرویی کردن. ؛ مثل سیر و ~ جوشیدن کنایه از: ناآرام بودن، در تب و تاب بودن.

    سرکوب

    (سَ) (اِمر.)
    ۱- جای بلند مانند: قلعه، برج.
    ۲- سرزنش، طعنه.

      سرصفحه

      (~. صَ حِ یا حَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) آن چه بر بالای صفحه و جدا از متن صفحه نوشته شده‌است.

        سرطان

        (سَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- خرچنگ.
        ۲- برج چهارم از بروج دوازده گانه منطقه البروج، که خورشید در حرکت ظاهری خود تیرماه در این برج قرار می‌گیرد.

          سرطان

          (~.) [ ع. ] (اِ) نام عمومی تمامی تومورهای بدخیم.

            پیمایش به بالا