اسم

سرپوش

(~.) (اِ.)
۱- آن چه بر سر دیگ، کاسه و مانند آن گذارند تا محتوی آن محفوظ بماند.
۲- مقنعه زنان، سرانداز.

    سرپیچ

    (~.) (اِمر.)
    ۱- آن چه که بر سر چیزی می‌پیچند.
    ۲- دستار، عمامه.
    ۳- زینتی از زر و سیم و جواهر که در جلو عمامه و دستار قرار دهند.
    ۴- یکی از اجزای چراغ نفتی که فتیله در آن جا می‌گیرد و آن را به بدنه چراغ نصب کنند و لوله روی آن قرار گیرد.
    ۵- وسیله گود شیارداری از جنس عایق که لامپ درون آن می‌پیچد و به سیم برق وصل می‌شود.

      سرج

      (سَ) [ ع. ] (اِ.) زین، زین اسب.

        سرجه

        (سَ جَ یا جِ) (اِ.) کاسه مسین گردی که در ته آن سوراخی است و آن کاسه را در کاسه بزرگتری که پر از آب است قرار دهند و به عنوان ساعت آبی از آن استفاده می‌کنند.

          سرجوخه

          (~. خَ یا خِ) (اِمر.) نظامی ای که یک جوخه را اداره کند، و آن پایین ترین درجه نظامی است.

            پیمایش به بالا