اسم

سرایش

(سَ یا سُ یِ)
۱- (اِمص.) سرودن.
۲- (اِ.) نغمه، سرود.

    سرایه

    (سَ یَ یا یِ)
    ۱- (اِمص.) سرودن.
    ۲- (اِ.) آواز دسته جمعی، کُر.

      سرآب

      (~.) (اِمر.)
      ۱- سرچشمه.
      ۲- جایی که آب از رودخانه به جوی می‌آید.

        سرب

        (س) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- گله آهو، دسته پرندگان.
        ۲- دل، قلب.

          سرب

          (سُ) (اِ.) فلزی است نرم و چکش خور به رنگ خاکستری که در طبیعت به طور آزاد موجود نیست.

            سرب

            (سَ رَ) [ ع. ] (اِ.) راه زیرزمینی.

              Scroll to Top