اسم

سربرغ

(سَ بَ) (اِمر.) جایی که آب از چشمه یا رودخانه در تالاب و برغ رَوَد و در آن جا جمع گردد.

    سرایت

    (سَ یَ) [ ع. سرایه ]
    ۱- (مص ل.) اثر کردن.
    ۲- (اِمص.) اثر، تأثیر.
    ۳- انتقال بیماری به دیگری.

      سرایش

      (سَ یا سُ یِ)
      ۱- (اِمص.) سرودن.
      ۲- (اِ.) نغمه، سرود.

        سرایه

        (سَ یَ یا یِ)
        ۱- (اِمص.) سرودن.
        ۲- (اِ.) آواز دسته جمعی، کُر.

          سرآب

          (~.) (اِمر.)
          ۱- سرچشمه.
          ۲- جایی که آب از رودخانه به جوی می‌آید.

            سرب

            (س) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- گله آهو، دسته پرندگان.
            ۲- دل، قلب.

              سرب

              (سُ) (اِ.) فلزی است نرم و چکش خور به رنگ خاکستری که در طبیعت به طور آزاد موجود نیست.

                سرب

                (سَ رَ) [ ع. ] (اِ.) راه زیرزمینی.

                  Scroll to Top