اسم

سحر

(س) [ ع. ]
۱- (مص ل.) جادو کردن.
۲- (اِمص.) جادوگری.
۳- (اِ.) جادو.
۴- هر آن چه که در آن فریبندگی و گیرندگی خاص باشد.

    سحره

    (سُ حَ رَ یا رِ) [ ع. سحره ] (اِ.) ج. ساحر؛ جادوگران.

      سحی

      (س) [ ع. سحاء ] (اِ.) مُهرِ نامه، نشان نامه.

        سجع

        (سَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) بانگ کردن کبوتر.
        ۲- (اِمص.) موزون و مقفی بودن سخن.
        ۳- کلمات هم آهنگ که در آخر جمله -‌های یک عبارت می‌آورند.

          سجل

          (س جِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- دفتر احکام.
          ۲- حکم و فتوای قاضی.۳ – در فارسی به معنای شناسنامه.

            ستیغ

            (س)
            ۱- (ص.) هر چیز راست و بلند ایستاده.
            ۲- (اِ.) بلندی سر کوه.

              پیمایش به بالا