سجایا
(سَ) [ ع. ] (اِ.) جِ سجیه ؛ طبایع.
(سَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بانگ کردن کبوتر.
۲- (اِمص.) موزون و مقفی بودن سخن.
۳- کلمات هم آهنگ که در آخر جمله -های یک عبارت میآورند.
(سُ) [ په. ] (اِمر.) = استودان. استخوان دان:
۱- گورستان زردشتیان.
۲- چاهی در گورستان زردشتیان که استخوان مرده را پس از خورده شدن گوشت وی توسط لاشخوران در آن اندازند.
(سُ) (اِ.)
۱- پایه سنگی یا چوبی یا سیمانی که در زیر بنا سازند.
۲- دیرک خیمه.
۳- دستهای از سربازان که پشت سر هم در یک خط حرکت کنند.