اسم

سپوسه

(سُ یا سَ س) (اِ.) = سبوسه:
۱- پوست آرد نشده جو یا گندم.
۲- شوره سر آدمی.
۳- خاک اره.

    سپیچه

    (سُ یا سَ یا س چِ) (اِ.) کفک سفید که بر روی خم شراب و سرکه بسته شود.

      سپنج

      (س پَ)(اِ.)۱ – عاریت.
      ۲- خانه موقت.

        سپر

        (س پَ) [ په. ] (اِ.) ابزاری جنگی از جنس فلز یا چرم که برای سالم ماندن از ضربات شمشیر و نیزه از آن استفاده می‌کردند. ؛ ~ بلای کسی شدن کنایه از: خطر یا دشواری مربوط به او را پذیرفتن.

          سپرک

          (س پَ رَ) (اِ.) زریر، گیاهی است زرد رنگ که از آن برای رنگ کردن جامه استفاده می‌کنند.

            سپریغ

            (سَ یا سُ پَ) (اِ.)
            ۱- خوشه انگور و خرما.
            ۲- غوره، خوشه نارسیده انگور.

              سپک تاکرا

              (س پَ) [ انگ از مالایایی و تایلندی. ] (اِ.) = سپک تکرا: ورزشی شبیه والیبال با ارتفاع تور کمتر و مقررات ویژه خود. در این ورزش بازیکنان اجازه ضربه زدن به توپ با تمامی اعضای بدن غیر از دست‌ها را دارند.

                Scroll to Top