اسم

سبال

(س) [ ع. ] (اِ.) ج. سبلت ؛ موی پشت لب مرد.

    سبب

    (سَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- علت.
    ۲- نسبتِ خویشاوندی.
    ۳- وسیله.
    ۴- طریق.
    ۵- در عروض نوعی هجای بلند یا دو هجای کوتاه پیاپی.
    ۶- طناب، ریسمان.

      سبت

      (سَ) [ ع. ] (اِ.) شنبه، نخستین روز هفته.

        سب

        (سَ بّ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) دشنام دادن.
        ۲- (اِ.) دشنام، لعن و نفرین.

          سبابه

          (سَ بّ بِ) [ ع. سبابه ] (اِ.) دومین انگشت، انگشت اشاره.

            ساید بای ساید

            [ انگ. ] (اِ. ص.) یخچال و فریرزی (یخ زن) که از پهلو به هم چسبیده باشد، یخچال – یخ زن همبر. (فره).

              پیمایش به بالا