سایه
(یَیا یِ) [ په. ] (اِ.)
۱- محیط تاریکی که در اثر قرار گرفتن جسم تیره در برابر نور ایجاد میشود.
۲- پناه، حمایت.
۳- شبح. ؛~ کسی را با تیر زدن کنایه از: سخت با او دشمن بودن. ؛زیر ~ کسی بودن مورد حمایت و توجه او بودن.
(یَیا یِ) [ په. ] (اِ.)
۱- محیط تاریکی که در اثر قرار گرفتن جسم تیره در برابر نور ایجاد میشود.
۲- پناه، حمایت.
۳- شبح. ؛~ کسی را با تیر زدن کنایه از: سخت با او دشمن بودن. ؛زیر ~ کسی بودن مورد حمایت و توجه او بودن.
(~. رُ شَ) (اِمر.)
۱- تاریکی، روشنی.
۲- فضایی که بخشهایی از آن تیره یا تاریک و بخشهای دیگرش روشن است.
۳- خطها و سایههایی که برآمدگیها و فرورفتگیهای اشیاء و چگونگی تابش نور بر آنها را در یک تصویر نشان دهد (نقاشی).
۴- زمانی که روشنایی روز یا تاریکی شب هنوز به طور کامل بر هوا غالب نشدهاست.
(نِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- واقعه (اعم از خیر و شر) ج. سوانح.
۲- انسان یا جانوری که از سمت راست شخص برآید. مق بارح. (?~سانحه (نِ حَ یا حِ) [ ع. سانحه ] (اِفا.) واقعه، رویداد.
(نْ دِ) [ انگ مأخوذ از نام واضع آن. ] (اِ.) بزم آورد، قطعه نانی که آن را به دو قطعه بخش کرده داخل آن را سس یا کره مالیده گوشت، تخم مرغ پخته، خیارشور، گوجه – فرنگی و غیره جای دهند.
(نْ) [ فر. ] (اِ.)کنترل و بازرسی حاکمیت بر فعالیت سیاسی، اجتماعی و… خاصه فرهنگی، بررسی (فره).