اسم

سانح

(نِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- واقعه (اعم از خیر و شر) ج. سوانح.
۲- انسان یا جانوری که از سمت راست شخص برآید. مق بارح. (?~سانحه (نِ حَ یا حِ) [ ع. سانحه ] (اِفا.) واقعه، رویداد.

    ساندویچ

    (نْ دِ) [ انگ مأخوذ از نام واضع آن. ] (اِ.) بزم آورد، قطعه نانی که آن را به دو قطعه بخش کرده داخل آن را سس یا کره مالیده گوشت، تخم مرغ پخته، خیارشور، گوجه – فرنگی و غیره جای دهند.

      سانس

      (نْ) [ فر. ] (اِ.) زمانی برای نمایش فیلم یا تئاتر، جلسه، نوبت (فره).

        سانسور

        (نْ) [ فر. ] (اِ.)کنترل و بازرسی حاکمیت بر فعالیت سیاسی، اجتماعی و… خاصه فرهنگی، بررسی (فره).

          ساهره

          (هِ رَ) [ ع. ساهره ] (اِفا.)
          ۱- چشمه روان.
          ۲- دشت خوفناک، دوزخ.

            پیمایش به بالا