اسم

سامبا

[ فر. ] (اِ.) رقص پر شور و پرتحرک برگرفته از رقص محلی برزیل.

    سامک

    (مِ) [ ع. ] (ص.) مرتفع. (?(سامکات (مِ) [ ع. ] (اِ.)دو ستاره سماک رامح و سماک اعزل در صورت‌های فلکی عوّا و سُنبله.

      سامه

      (مَّ) [ ع. سامه ] (اِ.) خاصه، خاص ؛ مق. عامه.

        سامه

        (مِ) (اِ.)
        ۱- پیمان، عهد.
        ۲- سوگند.
        ۳- قرض، دین.
        ۴- پناه، پناهگاه.

          سان

          ۱ – (اِ.) طرز، روش.
          ۲- قاعده، قانون.
          ۳- رسم، عادت.
          ۴- پسوند شباهت: دیوسان.
          ۵- در اصطلاح ارتش بازدید سپاهیان از طرف فرمانده‌است به این طریق که فرمانده از برابر صف سربازان که به طور منظم ایستاده‌اند عبور می‌کند.

            سان

            (اِ.)
            ۱- سوهان.
            ۲- سنگی که با آن کارد و شمشیر و غیره را تیز کنند.

              پیمایش به بالا