سامبا
[ فر. ] (اِ.) رقص پر شور و پرتحرک برگرفته از رقص محلی برزیل.
(مِ) [ ع. ] (ص.) مرتفع. (?(سامکات (مِ) [ ع. ] (اِ.)دو ستاره سماک رامح و سماک اعزل در صورتهای فلکی عوّا و سُنبله.
۱ – (اِ.) طرز، روش.
۲- قاعده، قانون.
۳- رسم، عادت.
۴- پسوند شباهت: دیوسان.
۵- در اصطلاح ارتش بازدید سپاهیان از طرف فرماندهاست به این طریق که فرمانده از برابر صف سربازان که به طور منظم ایستادهاند عبور میکند.