اسم

سان

(اِ.)
۱- سوهان.
۲- سنگی که با آن کارد و شمشیر و غیره را تیز کنند.

    سانتر

    [ فر. ] (اِمص.)
    ۱- ارسال توپ برای بازیکن خودی. (فوتبال).
    ۲- بازیکنی که معمولاً جلوتر از دیگران بازی می‌کند و در پرتاپ توپ و پرش‌ها شرکت می‌کند. (بسکتبال).

      سانترالیسم

      (نْ تِ) [ انگ. ] (اِ.) مرکزگرایی ؛ نوعی نظام حکومتی که در آن همه امور کشور از یک مرکز رهبری می‌شود، نقطه مقابل کشورهایی که به صورت فدرال یا حکومت‌های ایالتی و ولایتی اداره می‌شوند.

        سانتروزم

        (تِ رُ زُ) [ فر. ] (اِ.) یکی از اندامک‌های درون یاخته‌ای که در تقسیم سلولی فعالانه شرکت می‌کند، میان تن. (فره).

          سانتریول

          (تِ رِ یُ) [ فر. ] (اِ.) ذره مرکزی میان تن، میانک. (فره).

            ساماخچه

            (چَ یا چِ) (اِ.) = ساماکچه. شاماخچه. شاماکچه. سماخچه. سماچه: سینه بند زنان.

              سالک

              (لَ)(اِ.) زخمی که در پوست بدن خاصه صورت پیدا می‌شود. گاه یک سال بهبودی آن طول می‌کشد ولی جای آن باقی می‌ماند.

                پیمایش به بالا