اسم

ساریخ

(اِ.) = سالیخ: نوعی سلاح و آن چوبی باشد که بر سر آن چند زنجیر کوتاه تعبیه کنند و بر سر هر زنجیر گویی از فولاد نصب کنند.

    ساریق

    = ساریگ (از برزیلی): (اِ.) پستانداری از راسته کیسه داران به جثه یک گربه که گوشتخوار و بومی آمریکای جنوبی است، شب‌ها برای شکار از لانه اش خارج می‌شود و دارای دندان‌های نیش برنده‌است.

      سارس

      مخفف (S.A.R.S) [ انگ. ] (اِ.) نوعی بیماری تنفسی حاد که توسط ویروس سارس ایجاد می‌شود. از علایم این بیماری تب، اختلالات تنفسی، لرزه، دردهای عضلانی، سردرد و کاهش اشتهاست. بیشتر مرگ و میر ناشی از آن در بیماران بالای ۶۵ سال رخ می‌دهد، عامل سارس یک کوروناویروسی است که در مارس ۲۰۰۳ اولین مورد آن در هتل آپارتمان‌های هنگ هنگ مشاهده شد.

        ساز

        (اِ.)
        ۱- هریک از آلات موسیقی.
        ۲- وسایل زندگی.
        ۳- سامان، نظم و ترتیب.
        ۴- استعداد، آمادگی.
        ۵- ابزار، آلت.
        ۶- نغمه موسیقی، آهنگ.
        ۷- تجهیزات جنگی، جنگ – افزار.
        ۸- جامه، لباس.
        ۹- مکر، حیله، فریب. ؛ به ~ کسی رقصیدن کنایه از: بازیچه کسی شدن، ندانسته از کسی فرمان بردن.

          سادیسم

          [ فر. ] (اِ.)
          ۱- شهوت رانی توأم با بی رحمی و شقاوت.
          ۲- جنون آزار دیگران، دگر آزاری (فره).

            سار

            [ په. ] (اِ.) پرنده‌ای است شبیه گنجشک اما بزرگتر از آن که بیشتر به شکار ملخ می‌پردازد.

              پیمایش به بالا