ساخر
(خِ) [ ع. ] (اِفا.) سخره کننده، مسخره کننده.
[ فر. ] (اِ.) گرد بسیار سفید و شیرینی است که در آب به دشواری و در الکل به خوبی حل گردد و مصرف طبی دارد.
۱ – (مص مر.) ساختن، صنعت.
۲- (اِ مص.) آمادگی.
۳- (اِ.) ساز، سامان.
۴- ساز و برگ اسب.
۵- ساختار.
(اِ.) معرب ساک.
۱- درختی است بلند با چوبی سیاه رنگ.
۲- سنگی که با آن شمشیر را صیقل دهند.
۳- تابه نان پزی.