اسم

ژغند

(ژَ غَ) (اِ.) غرش جانوران درنده هنگام شکار.

    ژفک

    (ژَ فْ) (اِ.) آب و چرک گوشه‌های چشم خواه تر باشد خواه خشک.

      ژک

      (ژَ) (اِ.) سخنی که از روی خشم و غضب زیر لب گویند.

        ژل

        (ژِ) [ فر. ] (اِ.) ماده ظاهراً جامد از محلول کولوئیدی که به حالت ژله منعقد شده‌است.

          ژست

          (ژِ) [ فر. ] (اِ.) وضع، رفتار و حرکات شخص.

            ژغار

            (ژَ) (اِ.) = ژخار. زغار: سختی. مق سستی.

              ژغار

              (~.) (اِ.) آواز بلند، فریاد سهمناک.

                Scroll to Top