اسم

زینک

(نْ کْ) [ فر. ] (اِ.)
۱- روی.
۲- فلزی که روی آن عکس بگیرند و در چاپ و گراور – سازی از آن استفاده کنند.

    زینهار

    (یْ) [ په. ] = زنهار:
    ۱- (اِ.) پناه، امان، مهلت.
    ۲- ضمانت.
    ۳- امانت.
    ۴- شبه جمله که برای تنبیه و تحذیر گویند به معنای دور باش، حذر کن.

      زیور

      (وَ) (اِ.) هر آن چه که با آن چیز دیگری را آرایش کنند.

        ژاژ

        (اِ.)
        ۱- گیاهی است بی مزه، خاردار و خودرو که در صحراها می‌روید، شتر آن را می‌جود ولی نمی‌تواند فرو ببرد.
        ۲- کنایه از: سخن بیهوده.

          پیمایش به بالا