اسم

زینهار

(یْ) [ په. ] = زنهار:
۱- (اِ.) پناه، امان، مهلت.
۲- ضمانت.
۳- امانت.
۴- شبه جمله که برای تنبیه و تحذیر گویند به معنای دور باش، حذر کن.

    زیغ

    (زَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) میل کردن.
    ۲- میل کردن به سوی پستی و شک.
    ۳- میل کردن از حق.
    ۴- (اِمص.) انحراف از راه راست.
    ۵- شک، ریب.

      زیف

      (زَ) (اِ.) گناه، بزه، بی ادبی.

        زیگزاک

        [ فر. ] (اِ.)
        ۱- نوعی دوخت دندانه دار شبیه به هفت و هشت‌های به هم پیوسته.
        ۲- مسیر یا امتدادی به صورت هفت و هشت.

          زیمله

          (زَ یْ مَ) (اِ.) کجاوه مانندی که برای حمل بار بر پشت الاغ می‌بستند.

            زین

            (زَ یا زِ یْ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) آراستن.
            ۲- (اِمص.) نیکویی.

              پیمایش به بالا