اسم

زور

[ په. ] (اِ.) نیرو، توانایی.

    زوراء

    (زَ یا زُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- چاه عمیق.
    ۲- کمان.
    ۳- قدح.

      زورقی

      (~.) [ ع – فا. ] (اِ.)نوعی از کلاه قلندران که شبیه به زورق است.

        زوجین

        (زُ جِ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه زوج، زن و شوهر.

          زودانداز

          (اَ) (اِ. ص.) شعر یا سخنی که به بدیهه و بی تأمل گفته شود.

            زوال

            (زَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) نیست شدن، از بین رفتن.
            ۲- متمایل شدن آفتاب از وسط آسمان به سوی مغرب.
            ۳- (اِمص.) نقصان.
            ۴- ناپایداری.
            ۵- نیستی.
            ۶- خرابی.
            ۷- (اِ.) آفت، بلا.

              زواله

              (زَ لِ) (اِ.) گلوله خمیر که به مقدار یک قرص نان ساخته باشند.

                پیمایش به بالا