اسم

زوبع

(زُ بَ) [ ع. ] (اِ.) شیطان، ابلیس.

    زوج

    (زُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- شوهر.
    ۲- عددی که بر ۲ بخش پذیر باشد.

      زوجات

      (زَ یا زُ) [ ع. ] (اِ.) جِ زوجه ؛ همسران.

        زوجین

        (زُ جِ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه زوج، زن و شوهر.

          زودانداز

          (اَ) (اِ. ص.) شعر یا سخنی که به بدیهه و بی تأمل گفته شود.

            زوال

            (زَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) نیست شدن، از بین رفتن.
            ۲- متمایل شدن آفتاب از وسط آسمان به سوی مغرب.
            ۳- (اِمص.) نقصان.
            ۴- ناپایداری.
            ۵- نیستی.
            ۶- خرابی.
            ۷- (اِ.) آفت، بلا.

              زواله

              (زَ لِ) (اِ.) گلوله خمیر که به مقدار یک قرص نان ساخته باشند.

                زهم

                (زُ) [ ع. ] (اِ.) بوی بد، گند.

                  پیمایش به بالا