زهر
(~.) [ ع. ] (اِ.) شکوفه درخت و گیاه. ج. ازهار، زهور.
(زَ) [ په. ] (اِ.) ماده سمی. ؛ ~ هلاهل زهر جانوری افسانهای که گفته شده بسیار کشندهاست. ؛ ~ چشم گرفتن بسیار ترساندن. ؛ ~ مار کردن کنایه از: خوردن (در مقام دشنام و تحقیر). ؛ ~ ماری کنایه از: مشروب الکلی.
(زَ دَ) [ ع. زهاده ]
۱- (مص ل.) زهد ورزیدن، رغبت نکردن به دنیا.
۲- (اِمص.) بی میلی به جهان، پرهیزگاری، پارسایی.