اسم

زهر

(~.) [ ع. ] (اِ.) شکوفه درخت و گیاه. ج. ازهار، زهور.

    زهر

    (زَ) [ په. ] (اِ.) ماده سمی. ؛ ~ هلاهل زهر جانوری افسانه‌ای که گفته شده بسیار کشنده‌است. ؛ ~ چشم گرفتن بسیار ترساندن. ؛ ~ مار کردن کنایه از: خوردن (در مقام دشنام و تحقیر). ؛ ~ ماری کنایه از: مشروب الکلی.

      زه

      (~.)
      ۱- (اِمص.) زاییدن.
      ۲- تراوش آب از درز چیزی.
      ۳- (اِ.) نطفه.
      ۴- بچه.
      ۵- چشمه.

        زهاب

        (زِ) (اِمر.)
        ۱- آبی که از شکاف سنگ یا چشمه تراوش کند.
        ۲- چشمه جوشان.

          زهادت

          (زَ دَ) [ ع. زهاده ]
          ۱- (مص ل.) زهد ورزیدن، رغبت نکردن به دنیا.
          ۲- (اِمص.) بی میلی به جهان، پرهیزگاری، پارسایی.

            پیمایش به بالا