اسم

زمن

(زَ مَ) [ ع. ] (اِ.) وقت، هنگام. ج. ازمان، ازمن.

    زمین

    (زَ) [ په. ] (اِ.)۱ – سومین سیاره از سیارات منظومه شمسی به نسبت دوری از خورشید.
    ۲- مساحتی از خاک که در آن کشت و زرع می‌کنند.
    ۳- خاک. ؛ ~ و زمان کنایه از: همه جا و همه چیز. ؛ ~ را به آسمان دوختن کنایه از: دست به کار محال زدن و به قصد پیروز شدن از هیچ تلاشی فرو گذار نکردن.

      زمین خوار

      (~. خا) (اِ.) کسی که زمین‌های بایر و بی صاحب را از راه‌های نامشروع تصرف می‌کند و به دیگران می‌فروشد.

        زمان

        (زَ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- وقت، هنگام.
        ۲- دور، عهد.
        ۳- مدت، فصل.
        ۴- مهلت. ؛~ گرینویچ مرجع مقایسه‌ای زمان مناطق مختلف کره زمین بر مبنای نصف النهار گرینویچ که در حمل و نقل بین المللی و پرواز هواپیماها به کار رود و ۵/۳ ساعت عقب تر از زمان در تهران است.

          زمانه

          (زَ نَ) [ ع. زمانه ] (اِ.)
          ۱- آفت.
          ۲- نقص بعض اعضا.
          ۳- تعطیل قوی.
          ۴- حب، محبت.

            زمر

            (زَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) نای زدن.
            ۲- (اِ.) صورت ؛ ج. زمور.

              پیمایش به بالا