زمستان
(زَ یا زِ مِ) [ په. ] (اِمر.) چهارمین فصل از فصلهای سال.
(زَ) [ په. ] (اِ.)۱ – سومین سیاره از سیارات منظومه شمسی به نسبت دوری از خورشید.
۲- مساحتی از خاک که در آن کشت و زرع میکنند.
۳- خاک. ؛ ~ و زمان کنایه از: همه جا و همه چیز. ؛ ~ را به آسمان دوختن کنایه از: دست به کار محال زدن و به قصد پیروز شدن از هیچ تلاشی فرو گذار نکردن.
(~. خا) (اِ.) کسی که زمینهای بایر و بی صاحب را از راههای نامشروع تصرف میکند و به دیگران میفروشد.
(زَ) [ په. ] (اِ.)
۱- وقت، هنگام.
۲- دور، عهد.
۳- مدت، فصل.
۴- مهلت. ؛~ گرینویچ مرجع مقایسهای زمان مناطق مختلف کره زمین بر مبنای نصف النهار گرینویچ که در حمل و نقل بین المللی و پرواز هواپیماها به کار رود و ۵/۳ ساعت عقب تر از زمان در تهران است.