اسم

زرق

(زَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) تزریق.
۲- (اِمص.) کبودی.
۳- دورویی، نفاق.

    زرک

    (زَ رَ) (اِ.) یک قلم از هفت قلم مواد آرایشی زنانه و آن خالی بود که به وسیله سرمه روی صورت ایجاد می‌کردند.

      زرزر

      (زِ زِ) (اِصت.) نق، غرولند، آواز نامطبوع.

        زرشک پلو

        (~. پُ لُ) (اِمر.) نوعی پلو که در آن گوشت (معمولاً مرغ) زرشک و زعفران می‌ریزند.

          زرد ملیجه

          (زَ دِ مَ جِ) (اِ.) نوعی قطعه موسیقی ضربی متداول در گیلان.

            زرداب

            ریز (~.)
            ۱- (ص فا.) بدخویی کننده، خشم گیرنده.
            ۲- (اِمص.) خونریزی.

              زرداب

              (زَ) (اِمر.) صفراء، مایع زردرنگی که از کبد ترشح می‌شود.

                پیمایش به بالا