(یَ) (اِمر.)لرزانک ؛ نوعی دسر ساخته شده از نشاسته و شکر.
(اِ.) (اِمص.) واقعه، حادثه.
(یِ) (اِمص.) روییدن، نمو.
(رُ وَ) (اِ.) نک روناس.
(رَ وِ یِّ) [ ع. رویه ] (اِ.) اندیشه، فکر.
(یِ) (اِ.) ۱- روی، صورت. ۲- شکل، هیئت. ۳- نما، طرفِ بیرون هر چیزی. ۴- سطح.
(~.) (اِ.) روش.
(خُ) (اِمر.) ۱- کوس. ۲- نوعی شیپور بزرگ و خمیده.
(رُ ؤَ) (اِ.) جِ رییس، سران، بزرگان، مهتران.
(رُ) [ ع. ] (اِ.) آن چه انسان در خواب بیند.