اسم

ری

(رِ) (اِ.) افزونی، برکت.

    رویت

    (رَ یَّ) [ ع. رویه ] (اِ.)
    ۱- اندیشه در امور، فکر، تأمل.
    ۲- با تفکر و تأمل شعری گفتن. مق. بداهت.

      رویخی

      (یَ) (اِمر.)لرزانک ؛ نوعی دسر ساخته شده از نشاسته و شکر.

        روی

        [ په. ] (اِ.) فلزی خاکستری رنگ که از آن در ساختن ظروف استفاده می‌کنند.

          روی

          (رَ وِ یّ) [ ع. ] (اِ.) آخرین حرف اصلی قافیه.

            رویا

            (رُ) [ ع. رؤیا ] (اِ.) آن چه انسان در خواب بیند.

              پیمایش به بالا