اسم

رماس

(رَ) (اِ.) مصطکی ؛ صمغی سفید رنگ و نرم و خوشبو، شیرین و چسبنده که از درختی در شام به دست می‌آید.

    رماک

    (رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ. رمکه ؛ مادیان‌ها.

      رمال

      (رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رمل.
      ۱- ریگ‌ها.
      ۲- ریگستان‌ها.

        رمام

        (رِ) [ ع. ] (اِ.)جِ رمه ؛ استخوان‌های پوسیده.

          رمان

          (رُ) [ فر. ] (اِ.) داستان، داستانِ بلند خیالی.

            رمانتیسم

            (رُ نْ) [ فر. ] (اِ.) نام نهضتی ادبی و هنری در اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ م. که قواعد و سنت‌های کلاسیسم را مانع درک طبیعت، لذت بردن از آن و بیان آن می‌دانست، این مکتب به برتری احساسات و تخیل بر عقل باور داشت و معتقد بود که هنرمند باید بدون هیچ قیدی – هنر یا اجتماعی – به بیان احساسات خود بپردازد.

              رمانس

              (رُ) [ فر. ] (اِ.) آهنگی حساس و عاشقانه برای ساز یا آواز.

                رم

                (~.) (اِ.) گله چارپایان، رمه.

                  رم

                  (رِ) (اِ.) مخففِ ریم، چرک.

                    پیمایش به بالا