رم
(رَ یا رُ) (اِ.) گرداگرد دهان.
(رِ مّ) [ ع. ]
۱- (اِ.) آب آورد.
۲- کاه ریزههایی که بر زمین قرار گیرد.
۳- مغز استخوان.
۴- (اِمص.) تری، نمی.
(رَ) [ انگ. ] (اِ.) = راگبی: فوتبال آمریکایی، نوعی ورزش که بین دو گروه پانزده نفره به همراه توپی بیضی شکل در میدانی به شکل مستطیل برگزار م ی شود.
(رِ گْ) [ فر. ] (اِ.)
۱- تنظیم قطعات یک ماشین یا دستگاه.
۲- خط کش کاغذی.
۳- اندازه گرفتن مساحت بین دوربین و موضوع عکس به وسیله «تله متر».
(رَ گِ یا گَ) (اِمر.)
۱- هرچیز که مانند رگ باشد مانند: رگه دیوار، رگه قالی.
۲- رشته معدنی، قسمتی از تشکیلات و ترکیبات معدنی قابل استفاده که به صورت رگهها و رشتههایی درون طبقات دیگر زمین قرار گرفتهاند.