اسم

رمام

(رِ) [ ع. ] (اِ.)جِ رمه ؛ استخوان‌های پوسیده.

    رمان

    (رُ) [ فر. ] (اِ.) داستان، داستانِ بلند خیالی.

      رمانتیسم

      (رُ نْ) [ فر. ] (اِ.) نام نهضتی ادبی و هنری در اواخر قرن ۱۸ و ۱۹ م. که قواعد و سنت‌های کلاسیسم را مانع درک طبیعت، لذت بردن از آن و بیان آن می‌دانست، این مکتب به برتری احساسات و تخیل بر عقل باور داشت و معتقد بود که هنرمند باید بدون هیچ قیدی – هنر یا اجتماعی – به بیان احساسات خود بپردازد.

        رمانس

        (رُ) [ فر. ] (اِ.) آهنگی حساس و عاشقانه برای ساز یا آواز.

          رماح

          (رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ رمح ؛ نیزه‌ها.

            رماد

            (رَ) [ ع. ] (اِ.) خاکستر. ج. اَرمِدَه.

              رگل

              (رِ گْ) [ فر. ] (اِ.) عادت ماهانه زنان.

                رگلاتور

                (رِ گْ تُ) [ فر. ] (اِ.) وسیله تنظیم کننده در انواع ماشین یا دستگاه.

                  Scroll to Top