اسم

رسته

(رَ تِ) [ معر. ] (اِ.)
۱- صف، قطار.
۲- دکان‌های واقع شده در یک ردیف در بازار.
۳- دسته و گروهی که هم شغل باشند.

    رستوران

    (رِ) [ فر. ] (اِ.) جایی که در آن غذا می‌خورند، غذاخوری (فره).

      رستی

      (رُ)
      ۱- (حامص.) چیرگی.
      ۲- دلیری.
      ۳- آسایش، راحتی.
      ۴- (اِ.) روزی، رِزق.

        رسخ

        (رَ) [ ع. ] (اِمص.) تعلق گرفتن روح انسانی پس از مفارقت بدن به جسمی جمادی.

          رسد

          (رَ سَ) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- بهره، نصیب به حصه.
          ۲- سهم مالیاتی.

            رسد

            (~.) (اِ.) دسته، واحدی نظامی شامل سه جوخه.

              پیمایش به بالا