اسم

رسن

(رَ سَ) [ ع. ] (اِ.) ریسمان، طناب.

    رسوب

    (رُ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) ته نشین شدن، ته نشینی.
    ۲- (اِ.)دُرد، ته نشست.

      رسوخ

      (رُ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) ثابت و استوار شدن.
      ۲- (اِ.) نفوذ، رخنه.

        رسول

        (رَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- قاصد، پیک.
        ۲- سفیر.
        ۳- پیغامبر، نبی.

          رسوم

          (رُ) [ ع. ] (اِ.) جِ رسم ؛ آیین‌ها، عادات.

            رسید

            (رِ یا رَ)
            ۱- (مص مر.) رسیدن.
            ۲- (اِ.) نوشته‌ای که به موجب آن دریافت کننده پول یا شی ء، دریافت آن را تأیید می‌کند. ،قبض.

              رسغ

              (رُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- (اِ.) پیوندگاه کف دست و پا به ساق، استخوان‌های خرد مچ دست و پا. ؛ ~ پا مچ پا. ؛ ~دست مچ دست.
              ۲- (اِمص.) سستی و فروهشتگی دست و پای ستور.

                رسل

                (رُ سُ) [ ع. ] (اِ.) جِ رسول ؛ پیامبران.

                  پیمایش به بالا