اسم

رجاحت

(رَ حَ) [ ع. رجاحه ]
۱- (مص ل.) فزون آمدن، چربیدن.
۲- (اِمص.) فزونی، فضیلت، برتری.

    رجاف

    (رُ) [ ع. ] (اِ.) آواز و صدای کوس و نقاره.

      رجال

      (رِ) [ ع. ] (اِ.)جِ رجل.
      ۱- مردان.
      ۲- بزرگان.

        رجال الغیب

        (رِ لُ لْ غَ) [ ع. ] (اِمر.) هفت تن از مردان خدا که زنده‌اند ولی به چشم جهانیان دیده نمی‌شوند.

          رجاله

          (رَ جّ لِ) [ ع. رجاله ] (اِ.) جِ راجل.
          ۱- پیادگان.
          ۲- اوباش، فرومایگان.

            رجب

            (رَ جَ) [ ع. ] (اِ.) ماه هفتم از سال قمری.

              رجز

              (رَ جَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- شعری که به هنگام جنگ هر یک از طرفین در ستایش قوم و افتخارات خویش می‌خوانند.
              ۲- یکی از بحرهای شعر که از تکرار سه یا چهار بار «مستفعلن» به دست می‌آید.

                رجس

                (رِ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- پلیدی.
                ۲- گناه.

                  پیمایش به بالا