رجال الغیب
(رِ لُ لْ غَ) [ ع. ] (اِمر.) هفت تن از مردان خدا که زندهاند ولی به چشم جهانیان دیده نمیشوند.
(رِ لُ لْ غَ) [ ع. ] (اِمر.) هفت تن از مردان خدا که زندهاند ولی به چشم جهانیان دیده نمیشوند.
(رِ پِ رْ تُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- فهرست، جدول.
۲- دفتری که آن را به ترتیب حروف تهجی تقسیم کردهاند و برای ثبت نام و امور دیگر به کار آید؛ دفتر نماینده.
(رُ) [ فر. ] (اِ.) ماشین چاپ سریع که علاوه بر چاپ، برش کاغذ و دسته کردن آن را نیز خود انجام میدهد و معمولاً با بوبین (قرقره) کار میکند.
(رُ بَ یا بِ) [ ع. رتبه ] (اِ.)
۱- درجه، منزلت، مقام.
۲- درجهای از درجات اداری، فرهنگی، قضایی یا نظامی که حقوق ماهیانه خاص به حساب آن تعلق میگیرد. اشل، پایه. ج. رتب.
(رُ تِ یْ) [ ع. رتیلاء ] (اِ.) جانوری است از شاخه بندپایان شبیه به عنکبوت با شکمی بزرگ و پاهایی کوتاه که سم کشندهای دارد.
(رَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گریستن بر مرده.
۲- سوک سرود، شعر گفتن برای مرده با تأسف و اندوه.
۳- (اِمص.) مرده ستایی، مویه گری.