اسم

ربع

(رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- سرا، خانه.
۲- جای فرود آمدن ج. ربوع. ارباع.

    ربقه

    (رِ قِ) [ ع. ربقه ] (اِ.) حلقه، حلقه طناب.

      ربن

      (رَ بَّ) [ ع. ] (اِ.) مجتهد یهوده، مفتی یهودان.

        ربه

        (رَ بَ یا بِ) [ ع. ربه ] (اِ.) مؤنث رب، بتی به صورت زن ساخته شده.

          ربو

          (رَ) [ ع. ] (اِ.) پشته، بلندی.

            ربو

            (~.) [ ع. ] (اِ.) تنگی نفس، آسم.

              ربوخه

              (رَ خَ یا خِ) (اِ.)
              ۱- خوشی عموماً، لذت.
              ۲- لذتی که به وقت جماع دست دهد.

                رآکتور

                (تُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی که در آن واکنش شیمیایی انجام شود، واکنشگاه. (فره). ؛ ~ هسته‌ای دستگاه یا محیطی که در آن واکنش شکافت هسته‌ای به صورت مهار شده انجام شود، رآکتور اتمی.

                  پیمایش به بالا