اسم

رب

(رُ) [ ع. ] (اِ.) آب گوجه فرنگی، انار و غیره را گرفته می‌جوشانند و از آن ماده غلیظ و خوش رنگی به دست می‌آید که برای خوش رنگ و خوشمزه شدن انواع غذاها از آن استفاده می‌کنند.

    رب النوع

    (~. نُ) [ ع. ] (اِمر.)
    ۱- خدای نوع، خدای هر یک از انواع موجودات به عقیده برخی ملل باستانی، مانند خدای آب، آتش، زمین…
    ۲- فرشته موکل بر هر یک از انواع موجودات. نمونه روحانی و جاودانی موجودات در عالم معنا که محافظ نوع خود در جهان مادی می‌باشند.

      ربا

      (رِ) [ ع. ] (اِ.) پولی که بستانکار از بدهکار بابت منافعِ پول خود می‌گیرد.

        رباب

        (رَ یا رُ) [ ع. ] (اِ.) از آلات موسیقی زهی، مانند طنبور که با دست یا آرشه نواخته می‌شود.

          رباط

          (رِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- رشته، پیوند.
          ۲- نسج غضروفی و لیفی شکل که سبب ارتباط انساج مختلف و استحکام آن‌ها در جای خود می‌شوند.
          ۳- گروه اسبان.
          ۴- گروه سواران.
          ۵- جایی که در کنار جاده جهت استفاده کاروانیان سازند، کاروان سرا. ج. رباطات.

            پیمایش به بالا