اسم

ربا

(رِ) [ ع. ] (اِ.) پولی که بستانکار از بدهکار بابت منافعِ پول خود می‌گیرد.

    رباب

    (رَ یا رُ) [ ع. ] (اِ.) از آلات موسیقی زهی، مانند طنبور که با دست یا آرشه نواخته می‌شود.

      رباط

      (رِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- رشته، پیوند.
      ۲- نسج غضروفی و لیفی شکل که سبب ارتباط انساج مختلف و استحکام آن‌ها در جای خود می‌شوند.
      ۳- گروه اسبان.
      ۴- گروه سواران.
      ۵- جایی که در کنار جاده جهت استفاده کاروانیان سازند، کاروان سرا. ج. رباطات.

        رباط

        (رِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- رشته، بند.
        ۲- زردپی.
        ۳- کاروانسرا.
        ۴- جایی که برای فقرا یا صوفیان ساخته شود.

          رباع

          (رَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- نیکویی حال.
          ۲- شأن.
          ۳- طریقه، روش.

            رباع

            (رُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- چهارگان، چهارچهار.
            ۲- چهارخال تاس در بازی نرد.
            ۳- هر چیز که مشتمل بر چهار قسمت باشد.

              Scroll to Top