اسم

راز

[ معر. ] (اِ.)
۱- یکی از آلات بنایان ج. رازه.
۲- گلکار، طیان.

    رازقی

    (~.) (اِ. ص.)
    ۱- نام گلی است سفید و کوچک و پرپر و خوشبو که از آن عطر هم می‌گیرند.
    ۲- نوعی انگور که دانه‌های ریز دارد.

      رازقیه

      (زِ یِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- جامه کتانی سفید.
      ۲- باده، می‌، شراب.

        رازک

        (زَ) (اِ.) گیاهی است از تیره گزنه‌ها از دسته شاهدانه‌ها. نباتی است دو پایه و بالارونده و پیچنده. بوی گل‌هایش معطر و مطبوع و شبیه بوی سنبل الطیب و طعم آن‌ها تلخ و بااحساس سوزش و گرما همراه است. حشیشه الدینار، جنجل و همل نیز نامیده می‌شود.

          رازیانه

          (نِ) (اِ.) بادیان، والان ؛ گیاهی است خوشبو با دانه‌های ریز که برای نفخ مفید است.

            راژ

            (اِ.) توده غله پاک شده و از کاه برآمده.

              راسب

              (س) [ ع. ]
              ۱- (اِفا.) ته نشین شونده، ته نشین گردیده.
              ۲- (اِ.) درد که در ته ظرف ماند.
              ۳- ماده دارویی که در ته لوله آزمایش یا ته بالن و دیگر ظروف آزمایشگاهی ته نشین شود.
              ۴- گل و لای و دیگر مواد مخلوط با آب که در بستر رودخانه‌ها و کف دریاچه‌ها و دریاها رسوب کند.

                راست

                [ په. ]
                ۱- (ص.) بی انحراف، مستقیم.
                ۲- سالم، بی عیب.
                ۳- صواب، درست.
                ۴- (ق.) درست، دقیقاً.
                ۵- (اِ.)مقابل چپ.
                ۶- (اِ.) اصطلاحی است سیاسی که به افراد محافظه کار مخالف با هرگونه دگرگونی و تحولات انقلابی اطلاق می‌شود این اصطلاح ب رگرفته از انقلاب فرانسه‌است که در مجمع ملی آن محافظه کارها در سمت راست مجلس می‌نشستند. ؛~ و ریس آماده و فراهم.

                  راست

                  پنجگاه (پَ)(اِمر.)یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است و آن از لحاظ مقام با ماهور اختلافی ندارد. معمولاً راست پنجگاه را در تار در مایه «وفا» و در ویولن در مایه «سل» یا «لا» می‌نوازند.

                    پیمایش به بالا