اسم

رادار

[ فر. ] (اِ.)
۱- سیستمی که در آن از باریکه‌های امواج الکترومغناطیسی با بسامدهای رادیویی بازتابیده از سطح اشیا برای آشکارسازی آن‌ها استفاده شود (فره).
۲- مجازاً به معنی جاسوس، خبرچین.

    راتع

    (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- چراکننده، چرنده.
    ۲- کسی که در نعمت و آسایش باشد.

      راتق

      (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- کسی که پارگی را درست کند.
      ۲- عالِم به انجام کار.

        راجز

        (جِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- آنکه شعری از بحر رجز بخواند.
        ۲- کسی که رجز خواند، ارجوزه خوان.

          راجه

          (جِ) (اِ.) عنوانی برای حاکم یا فرمانروا در هندوستان.

            راح

            [ ع. ] (اِ.)
            ۱- شادمانی.
            ۲- باده، شراب.

              پیمایش به بالا